شير على خان لودى
122
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
[ تذكرهء شاعران ] [ ملّا شاه ] چون از اشعار ملّا شاه ، غير از مثنوى و رباعيّات مسموع نشده و مثنوى مشهور و متعارف است ، تيمّنا به تحرير چند رباعى اكتفا مىنمايد ، رباعى : از بستگى خويش اگر واگردى * بر وارسى خويش مهيّا گردى واگرد به گرد خويشتن همچو حباب * تا واگردى ز خويش و دريا گردى رباعى اى طالب ذات ازچهرو دربهدرى * جوياى خدا چرا ز خود بىخبرى عين همهاى و جملگى عين توانَد * اين است حقيقت ار به خود درنگرى رباعى راه دل خويش وا كن و عيشى كن * درد دل خود دوا كن و عيشى كن از خلق بههيچرو رهايى نَبُوَد * خود را به خدا رها كن و عيشى كن چندربهان - زنّاردار از سكنهء اكبرآباد بوده . برهمن تخلّص مىكرد . خالى از وارستگى نبود . در سركار شاه بلنداقبال ، داراشكوه ، عنوان منشىگرى داشت و به دستآويز چربزبانى به دولت همزبانى رسيده بود و نظم و نثرش پسند خاطر شاهزاده مىافتاد . از تصنيفاتش نسخهء چارچمن بر مطلبنويسى و سادگى عبارت وى گواهى مىدهد و قماش نظمش نيز پوشيده نيست ؛ عجب كه شاهزاده با آنهمه مستعدّان كه در عرصهء روزگار به رنگآميزى الفاظ آبدار ،